Sunday, August 16, 2009

چه روزی بود امروز! انگار یه جورایی حس می کردم یه اتفاقایی منتظرمه! بد بود ولی یه خوبی داشت اونم اینکه بغضم ترکید . دلم خیلی گرفته بود خیلی زیاد، دلم یه جورایی واسه خودم سوخته بود، حرفایی دکتر چقد خوب بود چقد آروم شدم باعث شد یه ذره به خودم بیام حالا با خودم فکر می کنم راست می گفت حق با اون بود

No comments: