Sunday, September 30, 2007

دلم مي خواست دست مرگ را از دامن اميد ما كوتاه مي كردند

در اين دنياي بي آغازو بي پايان

در اين صحرا كه جز گرد وغبار از ما نمي ماند

خدا زين تلخكامي هاي بي هنگام بس مي كرد

نمي گويم پرستوي زمان را در قفس مي كرد

نمي گويم به هر كس بخت وعمر جاودان مي داد

نمي گويم به هر كس عيش ونوش رايگان مي داد

همين ده روز هستي را امان مي داد

دلش را ناله تلخ سيه روزان تكان مي داد

No comments: