صلاح از ما چه مي جويي كه مستان را صلا گفتيم
به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتيم
در ميخا نه ام بگشا كه هيچ از خانقه نگشود
گرت باور بود ور نه سخن اين بود و ما گفتيم
من از چشم تو اي ساقي خراب افتاده ام ليكن
بلايي كز حبيب آيد هزارش مرحبا گفتيم
تو آتش گشتي اي حافظ ولي با يار در نگرفت
ز بد عهدي گل گويي حكايت با صبا گفتيم
No comments:
Post a Comment