اینو امروز خوندم خیلی به دلم نشست
"اینها که مثل برق و باد می¬گذرند، سالهای عمر من است.
به همین سادگی!
هنوز جوانم؟
نیستم؟
یادم نمی¬آید!
کی جوان بودم؟
کدام روز از همیشه زیباتر بوده¬ام؟
آن روز گذشته است
تقصیر تو بود.
که به من گفتی: "آفرین!
و من اصلا نفهمیده¬ام!
آن روز چرا در آغوش مردی نبودم که در زیباترین روزش بود؟
کی بوده است آن روز؟
من پروژه طراحی اجزا انجام می¬دادم؟
همان شب که از ترس امتحان ارتعاشات تا صبح به خواب نرفتم
چرا از غلت زدن توی یک لذت ناتمام خواب و بیدار نبودم؟
آخ سالهای جوانیم را پس بدهید!
دیوارهای دانشگاه!
استادهای تهی!
تمرین¬های تصحیح نشده!
چه دختر درسخونی
حتما می¬خوای دکتر بشی!"
اما من
می¬خواستم رقصنده شوم!
آهای اولین عاشق من!
عاشق شانزده سالگیم!
بیا
تا عمری که نه در عشق تو بگذاشته¬ام
امروز به خون دل قضا کنم"!
"اینها که مثل برق و باد می¬گذرند، سالهای عمر من است.
به همین سادگی!
هنوز جوانم؟
نیستم؟
یادم نمی¬آید!
کی جوان بودم؟
کدام روز از همیشه زیباتر بوده¬ام؟
آن روز گذشته است
تقصیر تو بود.
که به من گفتی: "آفرین!
و من اصلا نفهمیده¬ام!
آن روز چرا در آغوش مردی نبودم که در زیباترین روزش بود؟
کی بوده است آن روز؟
من پروژه طراحی اجزا انجام می¬دادم؟
همان شب که از ترس امتحان ارتعاشات تا صبح به خواب نرفتم
چرا از غلت زدن توی یک لذت ناتمام خواب و بیدار نبودم؟
آخ سالهای جوانیم را پس بدهید!
دیوارهای دانشگاه!
استادهای تهی!
تمرین¬های تصحیح نشده!
چه دختر درسخونی
حتما می¬خوای دکتر بشی!"
اما من
می¬خواستم رقصنده شوم!
آهای اولین عاشق من!
عاشق شانزده سالگیم!
بیا
تا عمری که نه در عشق تو بگذاشته¬ام
امروز به خون دل قضا کنم"!
2 comments:
kheili ghashang bood
-MR
kojaie?
-Maryam
Post a Comment