Sunday, November 29, 2009

چی باید گفت؟نمی دونم، جدا نمی دونم! فقط دارم می بینم که هر چی هیچی نمی گم و به روی خودم نمی یارم تو بیشتر جلو میری! دیگه چیزی مونده که نگفته باشی؟ بگو راحت باش می خوام ببینم تا کجا می خوای ادامه بدی. دیگه حالم داره از لبخندای مصنوعی خودم به هم می خوره . دلم بیشتر و بیشتر داره میگیره ، نباید اینجوری بشه نباید . کاش یه دفعه همه چی درست می شد ، الان دیگه حتی نمی دونم که درست یعنی چی. من دلم گرفته گرفته گرفته گرفته ! همه حرفا رو تو دلم جمع می کنم دلیلش چیه نمی دونم سعی می کنم وانمود کنم خوبم ولی سخته ، وانمود کنم بی خیالم ولی نیستم ، از نصیحتای دیگران حالم بد میشه باز همه چیز یه وقتی به هم گره خورده که نباید بخوره، از دروغ بدم می یاد ، از سردی بدم می یاد خیییییییییییییلییییی بدم می یاد ، از تغییر بی دلیل بدم می یاد ، خسته ام من خیلی خسته ام

1 comment:

Anonymous said...

benevisssssss
-MR