اینقدر یکدفعه کار سرم ریخت که دیگه فرصت نکردم سری به اینجا بزنم البته خوب یکم هم بهانست چون من کلا به سختی میام اینجا وچیزی مینویسم راستش اصلا نفهمیدم این مدت چطور گذشت تا چشم به هم زدم نزدیک یک ماه و نیم از اومدنم گذشت. استاد جدید هم که دیگه سنگ تمام گذاشته همیشه فکر میکردم استاد دوره فوق لیسانسم سختگیرترین حالته ممکن رو داره یعنی همه اونائی که میشناسن میدونن که من چی میگم ولی وقتی این جناب و دیدم فهمیدم که بنک جون باید رسما لنگ بندازه! یعنی اونو چند درجه خفن تر کنی بعد آن تایمش کنی میشه این جیگر جدید من !هر روزصبح ساعت هشت و نیم باهاش جلسه دارم !!!روزی چند تا مقاله و کتاب و .... هم میزنه زیر بغلم که بخونم برای روز بعد خلاصه من از استاد جماعت مثکه نباید خیلی انتظار داشته باشم !ولی با همه این تفاسیر این سیستم دوست دارم از همین الان میدونم پروژه چیه و چی کار قراره بکنم
ها راستی یادم رفت بگم که ایشان ترک هستن ! اونم از ترکای ترکیه یعنی اوریجینال میباشند و اصلا هم از این جمله منظور خاصی نداشتم من :d
ا