برای یه آدمی مثل من که خوره فکر کردن داره این وقت آزاد و بیکاری و برنامه خالی میشه یه فرصت رو اعصاب ؛ دلم می خواست کار داشته باشم واسه این یکی دو ماه حتی شده یه کار پاره وقت ولی خوب خبری نیست!
البته این روزا دلم خیلی چیزا می خواد بیشتر از هر چیزی یه سفر شمال ، دوس دارم ساعتها کنار دریا بشینم و نگاش کنم چشامو ببندمو به صداش گوش کنم باهاش حرف بزنم از چیزایی که پیش اومد از چیزایی که دلم می خواد پیش بیاد از نگرانیام خلاصه از همه چی. اما نمی دونم تو این زمان باقیمونده این فرصت دست میده یا نه.
این روزا یه حس خاصی دارم همش یه جوریم
البته این روزا دلم خیلی چیزا می خواد بیشتر از هر چیزی یه سفر شمال ، دوس دارم ساعتها کنار دریا بشینم و نگاش کنم چشامو ببندمو به صداش گوش کنم باهاش حرف بزنم از چیزایی که پیش اومد از چیزایی که دلم می خواد پیش بیاد از نگرانیام خلاصه از همه چی. اما نمی دونم تو این زمان باقیمونده این فرصت دست میده یا نه.
این روزا یه حس خاصی دارم همش یه جوریم
No comments:
Post a Comment