Sunday, March 9, 2008

به راه باید رفت
و در نشستن با هر که
هر کجا
هر وقت
از احتیاط نباید گذشت
که یک دقیقه غفلت
بسا
که حاصل آن
سالهای در به دری ست

Monday, March 3, 2008

من هرگزیکسره با خود دیگرم موافق نبوده ام به نظر می رسد که حقیقت در میانه ما واقع شده باشد
!

Saturday, March 1, 2008

یه احساس راحتیه همراه با ناراحتی دارم
!!!

Thursday, February 21, 2008

سخت بود خیلی سخت ولی گذشت

Saturday, February 16, 2008

همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

Sunday, January 6, 2008

مهربون من بهار منه هستي منه
من كوير و اون به زيبايي خوشه چيدنه
مياد با دل مهربون من
يه ديوونه هم زبون ميشه
به مهموني دل خدا مياد
زمين زير پام آسمون ميشه
رقص بارون روي گونه هاي بهاره
آروم آروم چشمونش بهار و مياره
مثه هستيه مثه مستيه
تو دستاي من جام آخرينه
تو خاموشيم فراموشيم
طنين يه آواز دلنشينه
اگر نامه اي مي نويسي به باران
سلام مرا نيز بنويس