skip to main
|
skip to sidebar
از تهي سرشار
Sunday, March 9, 2008
به راه باید رفت
و در نشستن با هر که
هر کجا
هر وقت
از احتیاط نباید گذشت
که یک دقیقه غفلت
بسا
که حاصل آن
سالهای در به دری ست
Monday, March 3, 2008
من هرگزیکسره با خود دیگرم موافق نبوده ام به نظر می رسد که حقیقت در میانه ما واقع شده باشد
!
Saturday, March 1, 2008
یه احساس راحتیه همراه با ناراحتی دارم
!!!
Thursday, February 21, 2008
سخت بود خیلی سخت ولی گذشت
Saturday, February 16, 2008
همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
Sunday, January 6, 2008
مهربون من بهار منه هستي منه
من كوير و اون به زيبايي خوشه چيدنه
مياد با دل مهربون من
يه ديوونه هم زبون ميشه
به مهموني دل خدا مياد
زمين زير پام آسمون ميشه
رقص بارون روي گونه هاي بهاره
آروم آروم چشمونش بهار و مياره
مثه هستيه مثه مستيه
تو دستاي من جام آخرينه
تو خاموشيم فراموشيم
طنين يه آواز دلنشينه
اگر نامه اي مي نويسي به باران
سلام مرا نيز بنويس
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)
Blog Archive
▼
2016
(4)
▼
February
(1)
دو شب از مرگِ من گذشته است از آخرین نامه
►
January
(3)
►
2015
(5)
►
April
(3)
►
March
(2)
►
2011
(17)
►
November
(1)
►
October
(1)
►
September
(2)
►
July
(1)
►
June
(2)
►
May
(2)
►
March
(4)
►
February
(3)
►
January
(1)
►
2010
(56)
►
November
(1)
►
October
(4)
►
September
(6)
►
August
(1)
►
July
(8)
►
June
(11)
►
May
(12)
►
April
(4)
►
March
(2)
►
February
(3)
►
January
(4)
►
2009
(53)
►
December
(3)
►
November
(7)
►
October
(7)
►
September
(5)
►
August
(21)
►
April
(5)
►
February
(4)
►
January
(1)
►
2008
(32)
►
December
(1)
►
September
(9)
►
August
(3)
►
July
(1)
►
June
(1)
►
May
(4)
►
April
(3)
►
March
(4)
►
February
(2)
►
January
(4)
►
2007
(52)
►
December
(8)
►
November
(4)
►
October
(11)
►
September
(14)
►
August
(13)
►
July
(2)
About Me
bahar
View my complete profile