Saturday, February 16, 2008

همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

1 comment:

Unknown said...

ba'd az yek gheybate tulaani...