نمی دونم چرا درست همون وقتی که فکر می کنم همه چی خوبه یهو پشتم خالی میشه بعضی وقتا با خودم می گم شاید به خاطر اینه که شادیام اونقدر سطحی شدن که با یه تلنگر از هم می پاشن یه وقتاییم میگم نه به خاطر اینه که تو دیگه خودتم نمی دونی چی می خوای حالا دلیل این همه بی حوصلگی هر چی که باشه مهم نیست مهم این روزای جوونیه که داره از دست میره
دریا می کشدم
دنیا می بلعدم
چیزی مثل الکل در هواست
که دیوانه ام می کند غم به دلم می آورد
دروغ را می شناسم همین که چشمم به آن می افتد
....
اما به هر حال
من هنوز هم هنوز هم
می توانم بگذرانم روزهای زیبا را
در این آبی بیکران
...
No comments:
Post a Comment