Thursday, August 16, 2007

خدا جونم من يه چيزيو نمي دونم
اين اتفاقايي كه الان داره برام مي افته كمكه يا
امتحان؟
مي شه يه توضيح مختصري بدي؟

Wednesday, August 8, 2007

خيلي دلم مي خواد كه يه روزي برسه كه
وقتي مي خوام تو ايستگاه مورد نظر از مترو پياده شم
اونايي كه اون بيرونن بذا رن اول ما پياده شيم بعد سوار شن

Monday, August 6, 2007

به باد سست نهاد اعتماد شايد كرد
به يار سست نهاد
اعتماد؟
اي فرياد
بر دلم گرد ستمهاست خدايا مپسند
كه مكدر شود آيينه مهر آيينم

Saturday, August 4, 2007

شراب تلخ مي خواهم كه مرد افكن بود زورش
كه تا يك دم بياسايم ز دنيا و شرو شورش

Thursday, August 2, 2007

چيزي كه الان باتمام وجود دلم مي خواد
اينه كه برم به يه نقطه خيلي خيلي بلند
واونقدر داد بزنم
تا
سبك بشم

Wednesday, August 1, 2007

آن هاكه تنهازندگي مي كنند

متوجه نيستند

كه چه هولناك است

بي صدايي

چطور آدم باخودش حرف مي زند

چطورمي رودجلوآينه

تشنه يك هم سخن

متوجه نيستند