Thursday, September 24, 2009

امیدوارم که همه کارام به خوبی روبه راه بشه، فعلا یه چند تا کار دارم که از بقیه مهم ترن.روزا هم همچنان می گذرن و من بزرگتر می شم و به عمرم اضافه میشه ،دیگه چی بگم همینه دیگه.خودت مگه اینجوری نخواسته بودی؟خواسته بودی دیگه!منم گفتم باشه
یه کتابم خوندم تازگیا که هی میگه باید حرف خوب بزنی همیشه و مثبت فکر کنی از این...... حالا
یعنی که اینجا هی یه لبخند از خودم در وکنم و هویجوری ادامه می دم،
:D

Tuesday, September 22, 2009

روزای دلتنگی هم هوای خاص خودشونو دارن، این روزا می گذرن مگه نه؟هفته پیش فکر می کردم وقتی می خوام پست جدید بنویسم چیزای دیگه ای می نویسم ولی با اتفاقات این 4-5 روز نظرم عوض شد و تصمیمای جدیدی گرفتم! یه وقتایی که آدم عصبی و هیجان زده ست فکر می کنه که کاش این جوری می گفتم کاش این کارو می کردم و هزار تا حرف جور واجور دیگه ولی وقتی با خودت خلوت می کنی و فکراتو جمع و جور می کنی می بینی نه باید همه چیزو ساده تر بگیری
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست//باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است// غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست
منت سدره طوبی ز پی سایه مکش//که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست
دولت آن است که بی خون دل آید به کنار //ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست
پنج روزی که در این مرحله فرصت داری// خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست

Tuesday, September 1, 2009

این نیز بگذرد، یعنی باید بگذرد این حرفا نیس
تلویزیون روشنه:
حالا که برگشتی دلمو دیگه نمی شکونی
حالا که برگشتی می دونم با من می مونی
حالا که برگشتی دلمو
حالا که برگشتی می دونم
.......
حاللللللللا قررررررررر
!!!!!!!!!!!!!!!!
از فرمایشات خواننده محترم جناب قیصر
یکی دیگه از دوستای خوبم هم از ایران رفت ،دیگه تقریبا میشه گفت همه رفتن، دلم برای همشون تنگ میشه، از طرفی یه خورده هم می ترسم. این روزا مشغول کارام هستم ولی زبان نمی خونممممممممممم وایییی از دست من