Wednesday, September 24, 2008

چارلی چاپلین میگه:خوشبختی فاصله بین یه بدبختی تا بدبختی بعدیه
این جمله توی آفلاینای مسنجرم بود ازش خوشم اومد
دیروز که داشتم از دانشگاه بر میگشتم مثل همیشه که آش یا حلیم میگیرم سر راه حلیم خریدم ولی نه از جای همیشگی البته اون موقع دیگه دو ساعتی از افطار گذشته بود و در حال موت بودم آخرش به آقاهه گفتم فقط روش نارگیل نریزین گفت: چشششششم
بعد که رسیدم خونه درشو باز کردم دیدم که به به تا چشم کار میکنه روش نارگیل کار کرده حالا این به درک روغن داده بود روش چه روغنیییی با یه عالمه نعنا داغ وسیرداغ
خلاصه اینکه حلیم این مدلی تا حالا نخورده بودیم که اونم خوردیم!!!!!!!!!!!!
من نمی دونم چرا وقتی میام اینجا بنویسم یه دفعه آلزایمر می گیرم کلی حرف داشتما ای بابااااااااا
نه خیییییییییییر
هر دم ازاین باغ بری می رسد

Tuesday, September 9, 2008

با تصمیم امروز سه حالت پیش اومد
جوونیم بهم گفت :خااااک بر سرت
دلم که از خوشحالی بشکن می زد
عقلم هم نظر ممتنع داشت
!!!!

Saturday, September 6, 2008

چند روز پیش فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" رو دیدم ولی خوشم نیومد فکر می کردم بهتر از این حرفا باشه
!
حرف ها دارم
با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم
و زمان را با صدایت می گشایی
چه ترا دردی است
کز نهان خلوت خود می زنی آوا
ونشاط زندگی را ازکف من می ربایی؟
در کجا هستی نهان ای مرغ
زیر تور سبزه های تر
یا درون شاخه های شوق؟
می پری از روی چشم سبز یک مرداب
یا که می شویی کنار چشمه ادراک بال و پر؟
هر کجا هستی بگو با من
رو ی جاده نقش پایی نیست از دشمن
آفتابی شو
رعد دیگر پا نمی کوبد به بام ابر
مار برق از لانه اش بیرون نمی آید
و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحرا
روز خاموش است .آرام است
از چه دیگر می کنی پروا؟

Thursday, September 4, 2008

تابستون داره تموم میشه اگه بگم تقریبا هیچ تفریحی نداشتم بیراه نگفنم! فقط امیدوارم نتیجه کار خوب باشه پارسال این موقع با خودم می گفتم یه جوری پیش میرم که کارام قاطی پاتیه هم نشه ولی دقیقا همونجوری شده که نباید میشد خدا به خیر بگذرونه
گفت:دلش رو شکستی؟ چندان خوشحال نباش یه روزی هم خدا دل تو رو میشکنه! گفتم: دل منم به اندازه کافی تا حالا شکسته تو نگران نباش بعدم با خودم گفتم مگه دیگه چه کار باید می کردم؟