مهربون من بهار منه هستي منه
من كوير و اون به زيبايي خوشه چيدنه
مياد با دل مهربون من
يه ديوونه هم زبون ميشه
به مهموني دل خدا مياد
زمين زير پام آسمون ميشه
رقص بارون روي گونه هاي بهاره
آروم آروم چشمونش بهار و مياره
مثه هستيه مثه مستيه
تو دستاي من جام آخرينه
تو خاموشيم فراموشيم
طنين يه آواز دلنشينه